درواقع حصر اقتصادی، مالی و سیاسی لبنان که اکنون چند سال از آن میگذرد، از همان ابتدا به منظور رویارویی با مقاومت و تفکر و اندیشه و فرهنگ مقاومت در خاورمیانه و بهویژه لبنان آغاز شده است. زیرا درخت فرهنگ لبنان در میان مردم ریشه دوانید و آن را در کل منطقه گسترش داده است.مقاومت در چارچوبی قرار گرفت که معنایی ندارد جز مرگ یا زندگی ، شهادت و صیانت از خود و ارزشها و فرهنگ و هرآنچه را که با انسانیت ارتباط دارد. لذا کوششهای امروزین آمریکا علیه مقاومت در لبنان تلاشی مذبوحانه است برای وانمودسازی به اینکه آمریکا و اسرائیل پیروز میدان بودند. اما درواقع این کوشش ها به منظور تلافیجویی و جبران شکستهای آنان انجام میشود. در حالی که آنان نمیدانند که روحیه شهید بزرگوار سید حسن نصرالله و مردم بهگونهای است که شکست در قاموس آنها معنی ندارد و این تهدیدات و فشارها، قادر به تغییر راه و روش مقاومتی آنها نخواهد شد.چیزی که آمریکاییها، نقص و کاستی در فهمیدن آن دارند، عبارت از شناخت بصیرت و آگاهی مردم نسبت به جایگاه و مفهوم مقاومت است. آنان دستاوردهای مقاومت و مرجعیت فرهنگی و دینی و تاریخی مقاومت در بین مردم را دستکم گرفتند.اگر برخی از جریانات لبنانی اینطور بیندیشند که میتوانند از طریق پارلمان به اقداماتی علیه مقاومت دست یازند، آنگاه این بهعنوان یک تلاش احمقانه توصیف میشود.مسلم اینکه از طریق کوشش ها رفت و آمدهای سیاسی نمیتوانند برای مقاومت مانعتراشی کنند. باید آنان اوضاع کلی لبنان را در محاسبات خود درنظر بگیرند و مقاومت را به عنوان یک رکن از استراتژی دفاعی کشور تلقی کنند.